قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3600
تاريخ الفي ( فارسى )
از چهل روز با خود قرار آن داد كه ترك بلخ نموده به جانب هرات رود ؛ چه ، بلخ به جنگ گرفتن ميسّر نمىشد و عماد الدّين بههيچوجه اطاعت او قبول نمىكرد . « 1 » اتّفاقا در اين وقت خبر رسيد كه علاء الدّين باميانى با برادرش ، جلال الدّين ، هردو ، در دست تاج الدّين گرفتار شدند و ولايت ايشان به تمامه در دست تاج الدّين يلدوز درآمد . اين خبر چون به سمع خوارزمشاه رسيد ترك عزيمت رفتن هرات كرده بار ديگر محمّد بن على غورى را در بلخ فرستاده و پيغام داد كه « الحال تو را هيچ حجّتى نماند ؛ چرا كه صاحبان تو را تاج الدّين يلدوز گرفته محبوس كرد و ولايت ايشان را متصرّف شده . اكنون صلاح حال تو در آن است كه قدم در دايرهء اطاعت و انقياد ما نهاده خود را به مراتب ارجمند رسانى . » القصّه ، اين نوبت محمّد بن علىّ بن بشير [ غورى ] پيش عماد الدّين رفته چندان تخويف و تهديد و وعده و وعيد نمود كه عماد الدّين ترك خصومت نموده در بلخ سكّه و خطبه به نام خوارزمشاه خواند ، امّا در رفتن خود نزد خوارزمشاه جرئت نمىكرد و مىگفت كه « مرا يقين است كه خوارزمشاه قصد من خواهد كرد . » و چون اين خبر به سمع خوارزمشاه رسيد ، سوگند ياد نموده گفت كه « اگر نزد من بيايى قصد تو نكنم و باز بلخ را به تو خواهم داد . » بنابراين ، عماد الدّين اعتماد بر سوگند كرده به ملازمت خوارزمشاه آمد ، و خوارزمشاه نيز به مقتضاى وعدهء خود عمل نموده نهايت اعزاز و اكرام او نمود و به خلعتهاى خسروانه او را مخلّع نموده باز به بلخ فرستاد و حكومت آن خطّه را باز به دستور سابق به او ارزانى داشت و در سلخ ربيع الأوّل آينده عماد الدّين باز به بلخ رفته از روى استقلال بر سرير حكومت متمكّن شد . و خوارزمشاه از بلخ كوچ كرده متوجّه كرزبان « 2 » - كه جايگير قديم ابن خرميل بود و از قبل غياث الدّين محمود ، علىّ بن ابو على او را محاصره داشت - رفت و كس پيش غياث الدّين محمود فرستاده پيغام داد كه « چون كرزبان را عمّ تو ، شهاب الدّين ، به ابن خرميل داده بود ، مناسب آن است كه تو آن را نيز به وى بازگذارى و لشكر خود را بازطلبى . » غياث الدّين قبول آن نكرد و گفت « ولايت موروثى گذاشتن به تواضع و تكلّف وجهى ندارد ، و عمّ من وقتى به او داده بود كه وى از جمله دولتخواهان ما بود . اكنون كه او حقوق سابقهء عمّ را فراموش كرده و شروع در نمكحرامى نمود ، ما به چه تقريب به او ولايت خود را بدهيم ؟ » « 3 » و چون خوارزمشاه از غياث الدّين محمود اين جواب شنيد ، محمّد بن علىّ بن بشير را پيش
--> ( 1 ) . ابن اثير مىگويد ، خوارزمشاه « بهوسيلهء محمّد بن علىّ بن بشير غورى ، به عماد الدّين ، امير بلخ ، پاداش گزافى وعده داد تا دربرابر آن شهر بلخ را تسليم وى كند . ولى عماد الدّين نپذيرفت و گفت : شهر را واگذار نمىكنم مگر به صاحبانش . » ( 2 ) . متن : حرزيان . كرزبان شهرى نزديك طالقان و از قراى مرورود . ( 3 ) . الكامل : « ميان من و تو شمشير حكم خواهد كرد . »